مهمونی خونه آرتین جون
پسرم امروز قراره بریم خونه آرتین. همون دوست اینترنتی که 4 ماه پیش خونه آیدا جون دیدیمش. وقتی رسیدیم به زبون هم با هم حرف میزدین من و خاله سهیلا فقط نگاهتون میکردیم از اینکه خیلی خوب با هم ارتباط برقرار کردین. خیلی خوشحال شدیم. معلومه در آینده دوستهای خوبی برای هم دیگه میشید. خاله سهیلا خیلی تو زحمت افتاد کلی ازمون پذیرای کرد. شما با آرتین مشغوله بازی بودین بدون اینکه متوجه ما باشید. تا غروب اونجا بودیم. کلی به شما خوش گذشته بود. هر وقت خاله سهیلا میخواست عکس بندازه شما سریعی به سمت دوربین نگاه میکردی.چند روزی بود لثه هات متورم شده بود دکتر بهم گفته بود تا چند روز دیگه دندو...
نویسنده :
مامان و بابا
2:43









